کارناوال‌های خیابانی؛ اعتراض و پایکوبی در کف خیابان

    0
    6

    نیم‌نگاهی به خوب و بد برپایی کارناوال‌های مدرن

    هفته نامه چلچراغ – مریم عربی: شهر پرازدحام و ملتهب، اما در امن و امان است. جمعیت زیادی با لباس‌های خاص، یا با پوستر و پلاکارد، یا حتی دست خالی به خیابان‌ها ریخته‌اند و شادی می‌کنند. معمولا هیچ‌چیز این مراسم خیابانی برنامه‌ریزی‌شده و از پیش تعیین‌شده نیست؛ هرچه هست، یک برون‌ریزی واقعی است در کف خیابان‌های شهر.

     

    بهانه‌اش هرچیزی می‌تواند باشد، از مشخص شدن نتایج یک انتخابات سیاسی یا پیروزی تیم محبوب یک شهر در مسابقات بین‌المللی گرفته تا یک آیین ملی به مناسبت یک رویداد یا روز خاص. گروهی یا تک به تک به خیابان‌ها می‌ریزند و با رقص و پایکوبی یا سر دادن شعارها و سرودهای دسته‌جمعی، به یک اتفاق خاص واکنش نشان می‌دهند و برای یک شب هم که شده، تا می‌توانند قدرت‌نمایی می‌کنند.

     

    اما این کارناوال‌های خیابانی همان‌قدر که می‌تواند هیجان‌انگیز و ثمربخش باشد، به همان اندازه هم ممکن است سر و شکل عجیب و غریب و افراط‌گرایانه به خودش بگیرد و اسباب دردسر شود. به همان میزان که رهایی‌بخش و شادی‌آور است، فریب‌انگیز و توطئه‌آمیز هم می‌تواند باشد.

     

     وقتی سیاست بالماسکه می‌رقصد

    دورهمی خیابانی با چاشنی اعتراض

    کارناوال‌ها می‌توانند رویدادهای اجتماعی چالش‌برانگیز و اعتراض‌آمیزی باشند، اما اهمیت سیاسی آن‌ها بسته به چشم‌اندازی است که برای خود ترسیم می‌کنند. تم‌های استفاده‌شده در کارناوال‌های امروزی از کارناوال‌های کهن حوزه کاراییب، شاخص‌های مردم‌شناسانه و ایده‌های جدید مختص مناطق مختلف جغرافیایی برگرفته شده است. این کارناوال‌ها از یک دورهمی خیابانی ساده برای رقص و آواز و اجرای موسیقی تا کارناوال‌های جدی و اعتراض‌آمیز سیاسی و اجتماعی را دربر می‌گیرد.

     

    به‌عنوان مثال، کارناوالی که در فوریه ۲۰۱۷ در آلمان علیه بزرگ‌ترین رهبران سیاسی دنیا مثل دونالد ترامپ و ترزا می و اردوغان برپا شد، به رسم همه کارناوال‌های سیاسی آلمانی، توجه رسانه‌ای فراوانی را به خود جلب کرد. یا کارناوال‌هایی که هرساله در بریتانیا علیه نژادپرستی به راه می‌افتد، توانسته تغییرات قابل توجهی را در پیشبرد مباحثات ضدنژادپرستانه در این کشور ایجاد کند و روابط میان سیاه‌پوستان و سفیدپوستان را تا حد زیادی بهبود ببخشد.

    سراب آرمان‌شهر

    اغلب فرهنگ‌ها در تقویم مناسبت‌های ملی‌شان یک یا چند کارناوال دارند و این مسئله همان‌قدر که در میان اروپایی‌ها مرسوم است، در آفریقایی‌ها، آسیایی‌ها و آمریکایی‌ها هم دیده می‌شود. از سال ۱۹۷۰ و از زمان هم‌گرایی تدریجی سه حوزه مردم‌شناسی، تاریخ فرهنگی و روان‌شناسی، مباحثات فراوانی درباره این درگرفت که آیا برگزاری کارناوال یک آیین اجتماعی آزادی‌بخش است یا نه. میخاییل باختین، فیلسوف روسی، بر این باور بود که کارناوال به مردم یک زندگی دوم می‌بخشد و آن‌ها را وارد قلمرویی آرمانی می‌کند که در آن از آزادی، برابری و وفور نعمت برخوردار می‌شوند.

     

    این در حالی است که منتقدانی چون تری ایگلتون بر این باور بودند که کارناوال‌ نوعی «خیانت‌ مجوزدار» است که توسط طبقه حاکم رسمیت پیدا کرده تا نقش یک سوپاپ اطمینان را بازی کند. از نظر این منتقدان، برگزاری کارناوال یک گسست مجاز در روند سلطه است تا برون‌ریزی اجتماعی اتفاق بیفتد و کنترل سیاسی آسوده‌تر انجام شود.

    زیر پوست شادی

    شکی در این نیست که همیشه تلاش‌هایی از سوی طبقه‌های حاکم و سلطه‌گر برای رام کردن و بی‌خطر کردن یا حتی نابود کردن کارناوال‌ها صورت گرفته است. تاریخ مدرن کارناوال‌های آمریکایی و اروپایی پر است از نمونه‌هایی آشکار از اعمال کنترل صاحبان قدرت روی روند برگزاری این رویدادهای خیابانی.

     

    گاهی هم برگزاری کارناوال‌ها کاملا در خدمت طبقه حاکم بوده است. به‌عنوان مثال، کارناوال مشهور ریودوژانیرو درواقع برای کاهش پتانسیل تبه‌کاری در این شهر ناامن طراحی شده است تا مقامات برزیل از طریق برگزاری آن با یک تیر دو نشان بزنند؛ هم با جذب توریست درآمد ملی برزیل را افزایش بدهند و هم هزینه‌های کنترل نظم و تامین امنیت این شهر جرم‌خیز را اندکی کاهش داده باشند. به این ترتیب جماعت شاد بدون آن‌که روحشان خبردار شود، با صاحبان قدرت هم‌سو می‌شوند تا آن‌ها را با کمترین هزینه، به خواسته‌هایشان نزدیک کنند.

    خداحافظ کارناوال‌!

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر، تعداد کارناوال‌های برگزارشده در کشورهای اروپایی کاهش یافته است. اغلب پژوهش‌گران این کاهش را مرتبط با تغییرات سیستماتیک اجتماعی می‌دانند، نه تلاش‌های گروه‌های صاحب قدرت برای ممانعت از برگزاری رویدادهای خیابانی. این مسئله می‌تواند مرتبط با صنعتی شدن کشورها، تغییر استانداردهای رفتاری متاثر از طبقه متوسط شهری و کاهش باورهای مذهبی در میان مسیحیان اروپانشین باشد. هم‌چنین غرق شدن شهروندان در دنیای مجازی باعث شده رغبت به حضور در اجتماعات مجازی، نسبت به حضور فیزیکی در رویدادهای خیابانی بیشتر شود.

     

    گذشته از این موارد، اغلب کارناوال‌های امروزی دیگر نه مجالی برای اعتراضات و شورش‌های آشکار و بی‌پرواست، نه عرصه هم‌گرایی قدرت‌نمایانه‌ برای نشان دادن شور جمعی عامه مردم. اغلب این کارناوال‌ها به فرصتی برای تفریح‌های بی‌خاصیت و خودنمایی و رقص و پایکوبی تبدیل شده که نه‌تنها هیچ حاصلی برای جوامع ندارد، بلکه ممکن است به آشوب و آنارشی هم کشیده شود و کنترل اوضاع را از دست پلیس و ماموران تامین امنیت مراسم خارج ‌کند.

     

    به قول یکی از منتقدان، کارناوال‌های امروزی در بهترین حالت به نوعی آیین زیاده‌روی و افزون‌شدگی تبدیل شده است که در آن‌ها نیروهایی که زندگی عادی را هدایت می‌کنند، به خاص‌ترین، واضح‌ترین و رساترین شکل ممکن امکان بروز پیدا می‌کند.

    رقص در غبار

    کسانی که مخالف فرضیه بهره‌برداری دولت‌ها از کارناوال به‌عنوان سوپاپ اطمینان هستند، ادعا می‌کنند که برپایی این نوع رویدادها نتیجه تعارض‌های اجتماعی است، نه شکل‌گیری یک‌سویه قدرت. از نظر این دسته از اندیشمندان، برپایی کارناوال به منزله پیروزی یک گروه اجتماعی بر گروهی دیگر نیست، بلکه به معنای شکل‌گیری یک فضای آیینی است که در آن تعارض‌ها مجال بروز و به چالش کشیده شدن پیدا می‌کنند. کارناوال از روش‌های غالب ابراز وجود و اعتراض فراتر می‌رود و به سیاست ظرافت و زیبایی می‌بخشد.

     

    به قول کوهن، کارناوال همان سیاستی است که پشت نقاب فرم‌های فرهنگی، رقص بالماسکه می‌کند. به بیان دیگر، ارتباط میان کارناوال و سیاست آن‌قدر تنگاتنگ است که نمی‌توان هیچ کارناوالی را بدون تم سیاسی متصور شد؛ حتی اگر در ظاهر فقط به رقص و آواز و پوشیدن لباس‌های مبدل و حرکات خنده‌آور و مبتذل خلاصه شود. با این حساب این مسئله حتی درباره فستیوال‌های احمقانه‌ای که شرکت‌کنندگان در آن در گل‌ولای غوطه‌ور می‌شوند و به سمت هم گوجه فرنگی پرت می‌کنند هم صدق می‌کند.

     

     وقتی سیاست بالماسکه می‌رقصد

    خوب، بد، جلف

    با وجود همه مباحثات مطرح‌شده، اغلب پژوهش‌های اجتماعی صورت‌گرفته در حوزه کارناوال‌ها نشان می‌دهد که تعدد اجتماعات خیابانی، یا به قول انگلیسی‌زبان‌ها کارناوالیزه کردن جوامع می‌تواند به ارتقای مطالبات اجتماعی مردم جامعه و پیشرفت فرهنگی و اجتماعی آن جوامع کمک کند. کارناوال‌ها فاصله قراردادی متعارف میان فرهنگ و سیاست را به چالش می‌کشند و نقش مردم در تصمیم‌گیری‌های سیاستمداران را افزایش می‌دهند. برگزاری این رویدادها هیچ فایده‌ای هم که نداشته باشد، در رونق صنعت توریسم بسیاری از کشورها ازجمله کشور برزیل کمک‌های قابل توجهی کرده است.

     

    بااین‌حال، گاهی فراموش می‌شود که حضور در کارناوال‌های رقص و آواز، حتی اگر به بهانه شادی برای یک رویداد سیاسی باشد، نمی‌تواند به‌عنوان جایگزین مناسبی برای فعالیت‌های شهروندی و مشارکت سیاسی تلقی شود. با تمام این اوصاف، در دنیایی که همه برون‌ریزی‌های حسی جمعی‌مان به تغییر هم‌زمان عکس پروفایل و راه انداختن توفان توییتری و داغ کردن هشتگ خلاصه شده، همین حضور فیزیکی در خیابان به بهانه شادی یا اندوه یا اعتراض، فرصتی مغتنم است که می‌توان آن را به فال نیک گرفت.

    ما عاشق کارناوال هستیم

    اغلب ما از حضور در کاناوال‌های خیابانی لذت می‌بریم؛ به‌خصوص اگر پای شادی و ساز و آواز در میان باشد. اما دلیل این‌که این دورهمی‌های خیابانی در اغلب فرهنگ‌ها و طبقه‌های اجتماعی طرفدار دارد، چیست؟ واقعا چرا این‌قدر از حضور در چنین رویدادهایی لذت می‌بریم؟ برای این موضوع دلایل مختلفی ذکر شده که ما در ادامه به چند موردش اشاره کرده‌ایم.

    ۱٫ کارناوال‌ها به ما حس قدرت می‌دهند

    تا به حال شده در خانه یا دفتر کار نشسته باشید و با شنیدن صدای کارناوال‌های خیابانی یا دیدن ویدیوهای آن در شبکه‌های اجتماعی دلتان بخواهد کار و زندگی را رها کنید و به جماعت خیابان‌گرد بپیوندید؟ این مسئله به این دلیل است که حضور در چنین اجتماعاتی چنان حس قدرتی به حاضران می‌دهد که احساس می‌کنند قدرت‌های فرابشری دارند و قادرند هرچیزی را مطابق میلشان تغییر بدهند.

    ۲٫ کارناوال‌ها به ما حس آزادی می‌دهند

    حتی اگر در بسته‌ترین کشورها هم زندگی کنید، حضور در کارناوال‌های خیابانی باعث می‌شود احساس کنید آزاد هستید و می‌توانید سرنوشتتان را تغییر بدهید. در شرایط عادی عقل سلیم به شما اجازه نمی‌دهد لباس‌های خاص بر تن کنید و در خیابان‌ها فریاد بکشید. اما در دل کارناوال مختارید برای چند ساعتی هم که شده، خودِ عصاقورت‌داده‌تان را کنار بگذارید و مشکلات‌ شخصی‌تان را فراموش کنید و برای یک هدف بزرگ‌تر با یک جمع هم‌صدا شوید. این‌جا کسی شما را قضاوت نمی‌کند؛ می‌توانید در لحظه زندگی کنید و از آزادی لذت ببرید.

    ۳٫ کارناوال‌ها خانواده‌ها و دوستان را دورهم جمع می‌کنند

    حضور در کارناوال‌ها به ما این امکان را می‌دهد که با کسانی که ماه‌ها از طریق گروه‌های فیس‌بوکی یا سایر شبکه‌های اجتماعی در ارتباط بوده‌ایم، رودررو آشنا شویم. هم‌چنین با خانواده و دوست و آشنا به بهانه شرکت در یک دورهمی خیابانی قرار بگذاریم و دیداری تازه کنیم.

    ۴٫ کارناوال‌ها به ما حس عضویت در یک خانواده بزرگ را می‌دهند

    در شرایطی که همه برای یک هدف مشترک در خیابان‌ها دور هم جمع می‌شویم، برای ساعتی نژاد و قومیت و اختلاف نظرها را فراموش می‌کنیم و یک‌صدا یک شعار را با هم فریاد می‌زنیم. این باعث می‌شود که حس کنیم همه ما عضو یک خانواده بزرگ هستیم و به حضور هم دل‌گرم می‌شویم.

    ۵٫ کارناوال‌ها غرور ملی ما را تقویت می‌کنند

    حضور در کارناوال‌های ملی باعث می‌شود بیش از هر زمان دیگری به ملیتمان افتخار کنیم. احساس می‌کنیم در کنار هم‌شهری‌ها و هم‌میهن‌هایمان قدرتی داریم که هیچ ملت دیگری از آن بهره‌مند نیست. برای ساعتی هم که شده، به ملیتمان می‌بالیم و از غرور سرشار می‌شویم.



    منبع

    LEAVE A REPLY